فیلمسازی

روایت در فیلم کوتاه

حسین هاشمی۹ دقیقه مطالعه

فیلم کوتاه نسخه‌ی کوچک‌شده‌ی فیلم بلند نیست؛ فرم مستقلی است با قواعد خودش. درباره‌ی این‌که چطور در ده دقیقه یک جهان ساخته می‌شود.

اشتباه رایج فیلم‌اولی‌ها این است که فیلم کوتاه را «فیلم بلندی که وقت کم دارد» می‌بینند. نتیجه معمولاً فیلمی است که در پنج دقیقه‌ی اول شخصیت معرفی می‌کند، در پنج دقیقه‌ی دوم می‌خواهد داستان بگوید و در آخر، چون وقت تمام شده، با یک برش سیاه به پایان می‌رسد. فیلم کوتاه از جای دیگری شروع می‌شود.

یک لحظه، نه یک زندگی

فیلم کوتاه خوب معمولاً درباره‌ی یک لحظه است: یک تصمیم، یک برخورد، یک تغییر کوچک در نگاه شخصیت به جهان. هر چیزی که پیش از آن لحظه اتفاق افتاده، در فیلم نیست — در بازی، در لباس، در اتاقی که شخصیت در آن نشسته حاضر است، اما روایت نمی‌شود. تماشاگر آن را حدس می‌زند و همین حدس زدن، او را در فیلم نگه می‌دارد.

در فیلم کوتاه، هر چیزی که نشان ندهی هم بخشی از فیلم است.

از یادداشت‌های کارگاه فیلم کوتاه

ساختار سه‌پرده‌ای در ده دقیقه

ساختار کلاسیک از بین نمی‌رود، فشرده می‌شود. پرده‌ی اول اغلب یک نما است: کجا هستیم، چه چیزی طبیعی نیست. پرده‌ی دوم بدنه‌ی فیلم است و پرده‌ی سوم گاهی فقط یک واکنش — نگاهی که عوض شده. تمرین خوب این است: فیلم‌نامه‌تان را بخوانید و هر جمله‌ای را که «توضیح» می‌دهد، حذف کنید. آن‌چه باقی می‌ماند، احتمالاً فیلم کوتاه شماست.

  • با یک تصویر شروع کنید، نه با یک دیالوگ.
  • شخصیت را با یک انتخاب معرفی کنید، نه با گذشته‌اش.
  • پایان را زودتر از آن‌چه فکر می‌کنید بگذارید.

و در نهایت، فیلم کوتاه به تماشاگر اعتماد می‌کند. جایی که فیلم بلند دو بار یادآوری می‌کند، فیلم کوتاه یک بار نشان می‌دهد و می‌رود. این اعتماد، همان چیزی است که فیلم کوتاه را به‌جای «کوچک»، «دقیق» می‌کند.

منابع

  • Richard Raskin, The Art of the Short Fiction Film
  • یادداشت‌های کارگاه کارگردانی فیلم کوتاه، حورا استودیو

مطالب مرتبط

همه مقالات